تفاوتهای اساسی فتنه ایران و انقلاب مردم مصر
نقطه شروع دو حرکت ادعای وقوع تقلب در انتخابات است.اما در ایران مردم در انتخاباتی شرکت کردند که با ثبت رکورد 85 در صدی حضور؛آن را جاودانه ساختند./دو نظام موجود در دو کشور نیز که انتخابات در چارچوب آن برگزار شد با هم تفاوتهای اساسی دارند./اعتراضات در ایران متمرکزدرتهران بود و سیاهی لشگر آن رای دهندگان به فرد بازنده انتخابات بودند./واکنشهای بین المللی نیز از نقاط افتراق این دو حرکت است
در پی خیزش گسترده مردمی در مصر که به عقیده بسیاری از تحلیلگران نقطه آغازین آن انتخابات اخیر مجلس مصر است و بر اثرنقلاب مردم تونس به خیزش گفته شده تبدیل شد و استفاده انقلابیون در مراحل اولیه این خیزش ازوسایل ارتباطی مانند اینترنت و تلفن همراه و اقدام رژیم حاکم در ایجاد محدودیت برای دسترسی به این وسایل ؛ از سویی بعضی به مقایسه این خیزش مردمی با حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در کشور پرداختند و این دو حرکت را از یک جنس دانستند و از سوی دیگر بقایای فتنه سبز نیز با الهام بخش خواندن حوادث سال گذشته کشور برای مردم مصر و تونس ؛ زمینه را برای سواستفاده و دادن تنفس مصنوعی به جسد بی جان فتنه مناسب دانستند اما بنظر می رسد تفاوتهای بنیادینی بین این دوحرکت وجود دارد که ماهیت و جنس آنها را از هم متمایز می سازد که صراط نیوز ذیلا به بعضی از نقاط مهم تفاوت اشاره می کند.
1.نقطه شروع دو حرکت ادعای وقوع تقلب در انتخابات است.اما در ایران مردم در انتخاباتی شرکت کردند که با ثبت رکورد 85 در صدی حضور؛آن را جاودانه ساختند.فرد پیروز؛ رییس جمهور دور قبل است که طی 4 سال دوره اول ریاست خود با کارو تلاش مستمرحداقل دو بار به تمام شهرهای کشور سفر کرد و با مردمی در اقصی نقاط کشور که بعضا از دسترسی به یک مسوول درجه چندم نیز محروم بودند ارتباطی چهره به چهره بر قرار کرد و از نزدیک در جریان مشکلات آنها قرار گرفت وبرای حل آنها اقداماتی نیز انجام داد. همه قراین و شواهد نیزحاکی از پیروزی قاطع او در انتخابات بود. ازطرفی رقیب اصلی او بعد از 20 سال غیبت از صحنه سیاسی کشور پای به عرصه رقابتهای انتخاباتی می گذاشت و با توجه به تغییر اساسی ترکیب رای دهندگان؛ جز بخش اندکی؛ بقیه ذهنیتی از سوابق او نداشتند و همان بخش نیز با توجه به ائتلافها و حمایتهای گروههایی که همخوانی با سابقه و افتخارات وی نداشتند، نسبت به رای به او دچار تردید شدند.از سویی وی فرصت چندانی برای تبلیغات و معرفی برنامه های خود نداشت و غیر از تعداد اندکی از مراکز استانها فرصت سفر انتخایاتی چندانی نیز پیدا نکرد. لذا پیروزی رییس جمهور فعلی در انتخابات امری قابل پذیرش بود. رقیب اصلی و همکارانش نیز علیرغم فرصت موجود رسیدگی به شکایات انتخاباتی و تمدید کم سابقه آن وهمکاری بیدریغ شورای نگهبان به عنوان ناظر انتخابات، نتوانستند دلیلی برای وقوع تقلب ارائه کنند و حتی ازهمکاری و طرح شکایت و پیگیری موضوع از مجرای قانونی طفره رفتند و با توجه به خالی بودن دستشان از ارائه دلیل به نظریه های مضحک و تاریخی "داماد لرستان" متوسل شدند. ضمن اینکه مردم نیز به نظام درحفظ و حراست از رایشان اعتماد داشتند و علامت آن هم همان حضور 85 در صدی در انتخابات است. اما در مصر رژیم حاکم برای نمایش مشروعیت خود به افکارعمومی داخلی و بین المللی از چندی قبل از انتخابات مجلس این کشور، با استفاده از همه ابزارها سعی در ترغیب مردم به شرکت در انتخابات می کرد و به انواع ترفندها برای کشاندن مردم پای صندوقهای رای متوسل شد که علیرغم همه این اقدمات به خاطر بی اعتمادی مردم به برگزاری انتخاباتی سالم و حفظ آراء خود که نشات گرفته از روند برگزاری انتخابات در این کشور است، استقبال مناسبی از انتخابات نشد؛ گروههای مخالف با سردی با آن برخورد کردند و در جریان فرایند آن نیز اشکالات متعدد که باعث خدشه به آرا می شد بروز کرد و سرانجام بر خلاف تمام پیش بینی ها از سوی ناظران مستقل وبی طرف و علیرغم نارضایتی گسترده مردم از حزب حاکم که در جریان خیزش اخیر شکل عینی به خود گرفته است؛ نتیجه به طرز باورنکردنی قاطعانه به نفع حزب حاکم اعلام شد و در حقیقت هیچ ناظر بی طرفی نتوانست این نتیجه را بپذیرد.
2.دو نظام موجود در دو کشور نیز که انتخابات در چارچوب آن برگزار شد با هم تفاوتهای اساسی دارند.در ایران مردم در سال 1357 با انقلاب اسلامی به مقابله با رژیمی برخواستند که علیرغم وجود اکثریت متدین و مذهبی در کشور؛ سیاست اسلام ستیزی و گسترش فساد سرلوحه سیاستهای داخلی آن بود و دست آن درسایر زمینه ها برای ارئه دستاورد مهمی که برای مردم قابل افتخار باشد خالی بود. درعرصه بین المللی نیز رژیم حاکم با دنباله روی محض سیاستهای آمریکا و دوستی و نزدیکی با رژیم صهیونیستی به یکی ازکشورهای منفور نزذ آزادیخواهان دنیا و بالاخص مردم مسلمان منطقه تبدیل شده بود. با سقوط این رژیم فاسد، نظامی در ایران روی کار آمد که مسئولین آن برخواسته از دل مردم و مورد اعتماد آنها هستند و در فرایندی مردم سالارانه که هر سال در کشور تکرار می شود انتخاب می شوند، این نظام مطابق با خواست عمومی ارزشها را در داخل درحد امکان احیا کرد؛ در زمینه اقتصادی علیرغم همه تحریمها و جنگ 8 ساله؛ با برداشتن گامهای مهم کشور را از مرحله وابستگی مطلق به مرحله ایی رساند که اکنون در بسیاری از زمینه ها خودکفا بوده و نیازی به خارج از کشور ندارد. شکوفایی علمی نیز دراکثرعلوم و تکنولوژیهای پیشرفته از دستاوردهای مهم این نظام است.درعرصه بین المللی نیز با بدست آوردن استقلال سیاسی ، ایران به یکی از بازیگران مهم منطقه ایی و حتی بین المللی تبدیل شده است لذا مردم نظام خود را با اینهمه خدمات که موجب غرور و افتخار آنهاست دوست دارند و براحتی حاضر به دست کشیدن از آن نبوده ونیستند. اما درمصر نظام فعلی در هیچ زمینه ایی دستاوردی برای عرضه به مصریان ندارد. فساد گسترده در وابستگان حزب حاکم و به طور ویژه در خانواده مبارک ، گسترش فساد در جامعه توسط این رژیم و اسلام ستیزی از ویژگیهای این رژیم است. به علاوه رژیم مبارک؛ مصربا سابقه تمدنی چندهزارساله ومصرعبد الناصر را که پیشرو؛ رهبر و الهام بخش جهان عرب بود و برای دفاع از حقوق ملت فلسطین با رژیم صهیونیستی وارد جنگ شد به مرحله ایی از خفت و خواری رساند که دنباله رو آمریکا ودوست وهم پیمان اسراییل است ودستانش با تکمیل محاصره غزه به خون کودکان فلسطینی آلوده است. در زمینه اقتصادی علیرغم دریافت سالیانه دو میلیارد دلار کمک مالی از امریکا طی سی سال گذشته که مصر را در رتبه دوم دریافت کندگان کمک مالی از آمریکا بعد از رژیم صهیونیستی قرار می دهد طبق آمار 40 درصد مردم زیر خط فقر زندگی می کنند و سطح معیشت بسیار پایین بوده و رکود تورمی از مشکلات اساسی اقتصاد این کشور است و دست آن از علوم و تکنولوژیهای پیشرفته نیزخالی است و در این زمینه جز کشورهای عقب مانده محسوب می شود و مردم شاهد تحقیر و از دست دادن کرامت خود در طول دوره مبارک هستند و در حقیقت مصر فعلی شباهت زیادی با ایران قبل از انقلاب اسلامی پیدا کرده است.لذا در مجموع با قاطعیت می توان گفت که انگیزه ها در این دو نظام برای اعتراض یکسان نیست.
3.اعتراضات در ایران متمرکزدرتهران بود و سیاهی لشگر آن رای دهندگان به فرد بازنده انتخابات بودند که با توجه به داشتن اکثریت درتهران تصور می کردند باید درکل کشور نیز فرد مورد نظر آنهاحایز اکثریت می شد.آنها ابتدا با تعداد قابل توجهی در صحنه ظاهر شدنداما بتدریج با روشنگری انجام شده ازسوی مسولین ؛ رسیدگی به شکایات وخالی بودن دست مدعیان و مهمتر از همه درایت و مدیریت موید به تاییدات الهی توسط رهبری از تعدادشان کاسته شد.وجهه مردمی اولیه آن نیز تدریجا از دست رفت و با ورود فعال گروههای معاند نظام مانند منافقین ؛ سلطنت طلبان و بهاییان و دست زدن به اقدامات رادیکال و ساختار شکنانه در بعد سیاسی-مذهبی و تخریب و اوباش گری در بعد میدانی ؛مشروعیت احتمالی که در نگاه اول و نگاه از نزدیک برای اعتراض ایشان قابل تصور بود از بین رفت.اوج این فقدان مشروعیت در روزعاشورا به منصه ظهور رسید که اندک افراد باقی مانده در این فتنه با عبور از تمامی خط قرمزهای سیاسی و مذهبی و عرفی جامعه خود را مقابل قاطبه مردم قرار دادند.اما درمصر بدلیل نفرت عمومی از رژیم حاکم که دلایل آن در گزینه قبلی مطرح شد؛ اعتراضات پراکنده در قاهره بتدریج کل قاهره و تمام مصر را دربرگرفت و تبدیل به یک خیزش سراسری وعمومی شد و مردم از تمام اقشار و طبقات یکصدا فریاد می زنند که ما خواستار رفتن مبارک و سقوط رژیم اوهستیم.خبری از تخریب و اوباش گری نیز بین معترضان نیست و مردم با برگزار کردن تظاهرات آرام ؛پیگیر استیفای حقوق خود هستند.
4.در ایران مردمی که نتیجه انتخابات را پذیرفتند ابتدا با صبر و حوصله منتظر رسیدگی دستگاههای مسئول به شکایات معترضان شدند و در مراحل اولیه شکل گیری حوادث بعد از انتخابات و تا چند ماه بعد ازآن حضور مردمی در دفاع از نظام مورد علاقه مردم چندان چشمگیر نیست اما تدریجا با جهت گیری معترضین و افراد صحنه گردان به سمت و سوی اصل نظام؛ قانون شکنی گسترده و زیر پا گذاشتن شعایر مذهبی مانند روزه خوری آشکار در روز قدس و بعد از آن حرمت شکنی روزعاشورا ؛دست زدن به اقدامات غیر قانونی و سلب امنیت عمومی و ورود گروههای معاند به صحنه ؛اکثریت مردم با محبت و عشق وعلاقه به نظامشان وارد صحنه شده وبا حضور گسترده خود فتنه را مهار کردند که اوج این حضور 9 دی و سپس 22 بهمن است. اما در مصر نه تنها کسی حاضر به دفاع از نظام مبارک نیست بلکه دامنه اعتراضات مردمی روز به روز در حال گسترش است و رنگ مردمی تری به خود گرفته است و همه طبقات و گروهها در آن شرکت کرده و یکصدا رفتن مبارک را خواستار شده اند و جز اندکی مزدور رژیم حاکم آنهم بصورتی محدود از نظر زمانی و مکانی و با توسل به اقدامات وحشیانه کسی برای دفاع از این نظام فاسد واردعرصه نشده است.
5.واکنشهای بین المللی نیز از نقاط افتراق این دو حرکت است. اولا با توجه به قراین و شواهد گسترده و تحلیلهای مبتنی بر این شواهد اصل حرکت سال گذشته ریشه در خارج دارد و به قول رهبری مدیریت آن با جریانات خارجی بود. اما بر اساس ظواهر نیز غربیها علیرغم ادعاهای گسترده خود در دفاع از دموکراسی و رای مردم به جای پذیرش نتیجه انتخابات با رسانه های خود تمام وقت در خدمت فتنه گران و ترویج ادعای دروغ تقلب قرارگرفتند و با تمام ابزار وامکانات خود به پشتیبانی از آنها پرداختند و در این راه کوتاهی نکردند و با هدف ساقط کردن نظام در بهترین حالت وارد صحنه شدند.دولتهای دست نشانده منطقه ایی نیز از این مسئله مستثنی نبودند وکمک های مختلف خود را در خدمت فتنه گران قرار دادند.از سویی تمام آزادیخواهان عالم و ملتهای مسلمان منطقه با نگرانی شاهد و نظاره گر اوضاع بودند و با تمام وجود برای مهار فتنه سال گذشته و موفقیت نظام در دفع آن دعا می کردند. اما در مصر حرکت کاملا خودجوش و دار نزوا بوده و از پشتیبانی هیچ ابرقدرتی بهره نمی برد و اساسا دستگاههای اطلاعاتی آمریکا به خاطر ضعف در پیش بینی این خیزش در داخل آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته اند.غربیها و خصوصا آمریکاییها درتناقض دفاع از ارزشهای مورد استنادغربی مثل دموکراسی و حق انتخاب از سویی و از دست دادن منافع مهم و استراتژیک در منطقه از سوی دیگر گرفتار آمده و با سردرگمی هر روز یک موضع اتخاذ می کنند و با رسانه های خود برای ایجاد تفرقه در صفوف انقلابیون مصری بهره می گیرند و سعی در ربودن انقلاب مصریها و سوار شدن بر امواج آن جهت تحقق منافع نامشروع خود را دارند.رژیمهای دست نشانده نیزبا نگرانی نظاره گر اوضاع بوده و با رژیم حاکم ابراز همبستگی می کنند وبا ترس و دلهره به انتظار تحقق سرنوشت محتوم خود نشسته اند و یکی یکی از ترس فراگیر شدن دامنه اعتراضات به کشورهای خود به انجام اصلاحات سطحی پرداخته اند.از طرفی ملتهای مسلمان منطقه وآزادیخواهان جهان نیز با ابراز همبستگی با مردم مصر برای موفقیت انقلاب انها دعا کرده و همه برای رفتن مبارک و جایگزینی آن با نظامی که در جهت منافع ملتهای منطقه گام بردارد دست به دعا نشسته اند.
لذا در مجموع به نظر می رسد جنس این دو حرکت یکی نبوده و نهایت ساده اندیشی است که با اتکا به وجود چند شباهت ظاهری این دو را یکی و دارای ماهیت واحد بدانیم و البته بنظرمیرسد این موضوع بیشتر از فرصت طلبی فتنه گرانی که اخیرا در وضعیت احتضار بسر می برند و به مصداق "الغریق یتشبث بکل حشیش" به هرچیزی برای دمیدن روح در کالبد بی جان فتنه متوسل می شوند؛ نشات گرفته است.