پناهی زیرزمین خانه خود را تبدیل به لوکیشن سینمایی جهت تصویرسازی شکنجه و تجاوز در ایران کرده بود.
همیشه ایام دهه فجر علاوه بر اینکه برای ملت ایران یادآور روزهای شیرین و سرنوشتساز پیروزی انقلاب اسلامی است که با خون جوانانشان به ثمر نشست، بهانهای است برای مرور دستاوردهای نظام اسلامی طی 32 سال گذشته.
با عنایت به اهمیت این روزها که بنیانگذار انقلاب از آن تعبیر به «ایامالله» کردند، جامعه فرهنگی کشور نیز طی 32 سال گذشته سعی کرده مهمترین رویدادهای فرهنگی را با رنگ و لعاب انقلاب بزرگ ملتمان به جامعه و جهان نشان دهد.
جشنوارههای فیلم، تئاتر، موسیقی و اخیرا شعر فجر از نمونه تحولات بزرگ فرهنگی کشورمان است که هر سال دست اندرکاران و دوستداران هر کدام از این رشتههای فرهنگی را زیر یک پرچم جمع میکند تا علاوه بر اینکه آخرین وضعیت هنر خود را بررسی میکنند، با هم به تماشای بهترین آثار تولید شده آن رشته طی سال سپریشده بنشینند..
یکی از رویدادها جشنواره بینالمللی فیلم فجراست که تاکنون 28 سال برپا شده و تنها جشنواره رسمی نظام اسلامی طی سه دهه گذشته محسوب میشود. اما از نکات تاسفبار این است که گاها آثاری به این جشنواره که نماد سینمای انقلاب است، میرسد که نه تنها هیچ تناسبی با انقلاب ندارند و خبری از ارزشهای انقلاب در آنان نیست بلکه جهتگیری اصلی این آثارعلیه مبانی انقلاب و سیاهنمایی از داخل کشور برای خوشایند جشنوارههای غربی چون کن، برلین و غیره است.
رسانههای نظام سلطه نیز با کنجکاوی و وسواس پدیدآورندگان این آثار را تحت عنوان کارگردان از میان هنرمندان متعهد کشورمان گلچین کرده و به بزرگنمایی آنان میپردازد و با استفاده از رسانههای مشهور خود به این افراد شهرت بینالمللی میبخشند. افرادی که اگراین حمایتهای کذایی غرب نبود، نه شهرتی در میان مردم ما داشته ودارند و نه عملا در میان هنرمندان بزرگ کشورمان وزنهای محسوب میشدند.

دیدار 2 فتنه گر با خانواده پناهی
جمعه شب پیش نوبت به سیمرغهای بیستونهمین جشنواره فیلم فجر رسید تا بر فراز فرهنگ کشورمان به پرواز درآیند تا ببینیم پس از چند روز رقابت فشرده میان اهالی سینما این سیمرغها بر شانه چه کسانی فرود میآیند.
اما این مراسم بیحاشیه نیز نبود. مسعود کیمیایی که جزو تقدیرشدگان این مراسم بود(که البته خود این تقدیر جای حرف و حدیث فراوان دارد. اینکه خاستگاه کیمیایی کجاست و از کدام سینما به سینمای امروز در نظام جمهوری اسلامی رسیده است؟)، در سخنان خود از مسئولان عالی قضایی خواهش کرد که جعفر پناهی از بازداشت آزاد شود! این سخنان سریعا توسط رسانههای معاند نظام انعکاس وسیعی یافته و در دهها خبرگزاری و سایت به خبر اول فرهنگی تبدیل شد.
اما به راستی جعفر پناهی کیست و چرا در بازداشت است که آقای کیمایی در جشنواره سینمایی فجر انقلاب اسلامی این درخواست را دارد.
پناهی از جمله کارگردانانی است که طی چند سال اخیر تمام سعی خود را نموده که تصویری سیاه از ایران نزد غربیان ارائه دهد و با این بهانه در چند جشنواره غربی مورد تشویق و تقدیر قرار گیرد. جوایزی چون دوربین طلایی جشنواره فیلم کن (برای فیلم «بادکنک سفید» در سال ۱۹۹۵)، شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز (برای فیلم «دایره» در سال ۲۰۰۰) و خرس نقرهای جشنواره بین المللی فیلم برلین (برای «آفساید» در سال ۲۰۰۶) تنها نمونهای از این آثار است که مورد توجه مخالفان نظام اسلامی قرار گرفت.

دیدار شیخ فتنه گر با خانواده پناهی
بعد از حوادث انتخابات 88 جعفر پناهی از آن دست سینماگرانی بود که در راستای سناریوی فتنهگران در خصوص اعلام تقلب در انتخابات نامهای اعتراضی نوشته و ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کردند. نامهای که خود باعث ایجاد فضای تشویش و آشوب در بین جامعه و اهالی هنر شد. اما پناهی فقط به این کار قانع نشد. پس از آن وی سعی کرد تا خود را با اقدامات جنبش سبز همسو کند. وی سال گذشته هنگامی که آشوبطلبان با حرکت غیر قانونی خود در بهشت زهرا سعی داشتند آتش هرج و مرج در جامعه را روشن نگه دارند بازداشت شد. که البته بعد از چند روز به دستور بازپرس و تایید دادستان عمومی و انقلاب تهران با تودیع وثیقهٔ ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. اما بازهم پناهی بیکار ننشست و برای بار دوم توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در اسفند 88 به همراه 18 نفر در حال تهیه فیلمی با محتوای ضدانقلاب دستگیر شد.
با این بازداشت خانواده پناهی در گفتوگو با رسانههای ضد انقلاب اعلام کردند افراد فوق فقط میهمان خانه ما بوده اند اما واقعیت این است که محل زندگی جعفر پناهی از مدتها پیش از انتخابات و به ویژه پس از انتخابات به محل ساخت فیلم علیه نظام در راستای کمک به اهداف جریانی خاص تبدیل شده و وی و همکارانش هنگام دستگیری، با هماهنگی بیگانگان و مخالفان نظام در حال ساخت فیلمی علیه نظام بوده و همه دستگیرشدگان - از جمله نزدیکانش- که با حکم قضایی صورت گرفته، همگی از عوامل تهیه فیلم بودهاند.
دستگیری پناهی درست زمانی صورت گرفت که وی زیرزمین خانه خود را تبدیل به لوکیشن سینمایی جهت تصویرسازی شکنجه و تجاوز در ایران کرده بود و قصد داشت دروغ فتنهگران را تصویری کرده و برای انتشار به خارج کشور بفرستد.
در روز ۲۷ آذر ۱۳۸۹ پناهی به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی، ۲۰ سال محرومیت از فیلمنامهنویسی، ۲۰ سال محرومیت از سفر به خارج از ایران و ۲۰ سال ممنوعیت از هر نوع مصاحبه با رسانهها و مطبوعات داخلی و خارجی محکوم شد.
این فیلمساز سال گذشته در گفتگو با رادیو فردا درباره ارزیایی خود از نتیجه انتخابات میگوید: «من دیروز بهانه میگرفتم . واقعا دلیل واضحی نداشت عدم رای دادنم ولی دلم یک حال خاصی بود. و قادر نبودم این کار را بکنم. دخترم که برای اولین بار است به سن رای دادن رسیده و رفته بود رای داده بود، وقتی برگشت به من گفت که تو خائنی برای چه رای نمیدهی؟ ناراحت و عصبی بود و این نشانه ذوق و شوق و امیدی بود که در جوانان ایران ایجاد شده بود. تصور آنان بر این بود که واقعا آراءشان تاثیرگذار است و میتوانند کاری انجام دهند، میتوانند ابراز احساسات کنند، میتوانند خواستههایشان را به نوعی بیان کنند. اما امروز صبح، دخترم سرخورده و بهت زده است. باور نمیکند. بغضی دارد که نمیتواند خواستههایش را بگوید. سعی میکند به چشم ما نگاه نکند. دلش میخواهد برود و یک جایی خودش را گم و گور کند. این حالت بهت زدگی را در کل شهر میبینیم . همه بهت زده و حیرانند. از اینکه واقعا چه اتفاقی افتاده است؟ حقیقت این است که تقلب محض انجام شده است. هیچ کس نمیتواند به صداقت آمار اعلام شده باور داشته باشد به جز آنانی که این برنامه را طراحی و برنامهریزی کردهاند.»
پناهی درباره رئیسجمهور نیز اینگونه اظهارنظر میکند: «فکر میکنید آقای احمدینژاد دوباره چهار سال دیگر تغییری در روشهایش ایجاد خواهد کرد؟ امکان ندارد. ایشان تحقیر بیشتری انجام خواهند داد. مردم را حقیر میکنند و سعی میکنند حکومت خودشان را بیشتر و بیشتر به مردم اعمال کنند. چهرهای که از او پس از رایگیری دیدیم دقیقا حالت چهره یک بازنده بود. و حالا به نظر میرسد این موضوع او را بیشتر و بیشتر تهیج خواهد کرد تا هر دروغی که میتواند بگوید. و این دروغها هم حد و مرزی نداشته باشد و آنها را اعمال کند. سعی میکند که پیشتاز باشد و نهایتا امکان دارد که کارهای خطرناکی از وی سربزند.»
بلافاصله بعد از بازداشت جعفر پناهی، افراد و گروههایی نسبت به این موضوع عکسالعمل نشان دادند. نگاهی به تیپ این شخصیتها و گروهها خود میتواند ما را در شناخت بهتر جعفر پناهی و اینکه چه کسانی موافق و همسو با تفکرات و آثار او هستند کمک کند.
سران فتنه 88، جشنوارههای بینالمللی فیلم کن و برلین، برخی از فیلمسازان و هنرپیشههای معروف هالیوود، سازمان عفو بین الملل، کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجهی اتحادیه اروپا و رئیس تیم مذاکرهکننده 1+5 با ایران، برخی از سینماگران کشور که بیشتر آنان با نظام زاویه دارند از جمله افراد و گروه هایی هستند که خواهان آزادی این فیلمساز شده اند.

دیدار مصطفی تاج زاده و خانم میلیشیا با خانواده پناهی
جالب اینکه همزمان با این افراد یکی از مسئولان دولتی نیز که معمولا با مواضع شاز خود جنجال آفرین است با دخالت در امور قضایی از رئیس دستگاه قضا خواست این فرد بدون تشریفات قضایی آزاد شود . مشخص نیست اگر آن فرد جرمی انجام داده که ظاهر امر چنین است با چه بهانه ای بایستی سریعا آزاد شود . فقط به صرف اینکه وی فیلمساز است و از شهرت برخوردار است آیا جوازی برای توطئه علیه نظام می شود و نبایستی مورد بازخواست قرار گیرد.
سوالاتی که اینجا مطرح هست اینکه چگونه فردی در حین فیلمسازی علیه نظام دستگیر می شود و بعد فردی در مراسم افتتاحیه جشنواره فجر از تریبونی که در اختیارش قرار گرفته سوء استفاده کرده و خواهان آزادی وی میشود تا شاید از این طریق بتوانند دستگاه قضایی را زیر منگنه قرار داده و مجبور به آزادی وی کنند اما هیچ یک از مسئولان و افراد حاضر در آنجا به این امر اعتراض نمیکنند و به دفاع از عملکرد قوه قضاییه نمیپردازند.
سوال دوم اینکه چه ارتباطی بین پناهی با شخصیتهایی چون اشتون و روسای جشنوارههایی چون کن و برلین که از سیاسیترین جشنوارههای جهانی هستند وافراد مسئلهدار هالیوود وجود دارد که با این فیلمساز همدردی میکنند.
سوال سوم این است که آیا شهرت در جامعه خودمان و عرصه جهانی به افراد مصونیت قضایی میبخشد و میتوانند با این رانت هر کاری خواستند انجام دهند و بعد با فشار بین المللی آزاد گردند.